عیادت رهبر انقلاب از آیت‌الله مظاهری+ عکس

[ad_1]

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صبح امروز (شنبه) با حضور در یکی از بیمارستان‌های تهران، از آیت‌الله مظاهری عیادت کردند.

به گزارش نامه نیوز رهبر انقلاب اسلامی در این عیادت ضمن دعا برای آیت‌الله مظاهری، از اقدامات انجام‌شده برای معالجه‌ی ایشان مطلع شدند.

[ad_2]

لینک منبع

«دولت سایه» جلیلی؛ رقیبی برای روحانی یا رهبران اصولگرا؟

[ad_1]

سعید جلیلی دغدغه این روزهای راستگرایانی شده است که نمی دانند با او چه کنند. او با ایده تشکیل دولت در سایه خود را تبدیل به معضلی در بین اصولگرایان کرده است.

در حالی که حسن روحانی هنوز تصمیمی برای ترکیب دولت دومش نگرفته است، چند
صد متر آن طرف تر از ساختمان ریاست جمهوری و محل کار او، این سعید جلیلی
است که در دفترش واقع در خیابان پاستور جلسات دولت سایه را تشکیل می دهد،
عزمش را جزم کرده که ایده اش را به سرانجام برساند، گرچه او می گوید حتی
اگر رئیسی هم رای می آورد دولت سایه باید برپا می شد.

او این روزها سر خودش را بسیار شلوغ کرده است؛ حال و هوای انتخابات
ریاست جمهوری باز در دلش زنده شده و پر انرژی دقیقا مانند روزهای زمستان و
بهاری که گذشت به فعالیت های سیاسی می پردازد. اما او واقعا چه در سر دارد و
هدف اصلی او از ایجاد دولت سایه چیست؟

دور افتاده از قبیله اصولگرایان
سعید جلیلی اگر چه
یک چهره اصولگرا به شمار می‌رود اما زمان زیادی است که حساب خود را از آنچه
«قبیله» می خواند جدا کرده است. او در زمره راست گرایانی است که تلاش می
کند چندان درگیر و دار تصمیم سازی های برادران اصولگرای خود نباشد. پر
بیراه نیست اگر بگوییم با همین نگاه هم از سعید جلیلی دیپلمات و دبیر شورای
عالی امنیت ملی به یک بازیگر سیاسی و شخصیتی سیاست ورز در قالب یک نامزد
انتخابات شیفت کرد.

وقتی که او در سال 92 با همان پراید معروفش در آخرین روز ثبت نام تنها
وارد حیاط وزارت کشور شد و با اعلام کاندیداتوری همه را شگفت زده کرد دقیقا
در همین موضع قرار داشت؛ «با برند اصولگرایی، جدا از قبیله اصولگرایان».
او در آن انتخابات محور بر هم خوردن ائتلاف و بهانه کنار نکشیدن ها شد.
خودش را مساله انتخابات کرد و یک ضلع دو قطبی سرنوشت ساز 92 شد. همین هم
باعث شد راستگرایانی که جلیلی آنها را روسای قبیله می داند در تحلیل شرایط
آن روزها می گویند «ظهور جلیلی از دلایل باخت اصولگریان بوده است.»

آن باخت اما سعید جلیلی را از نقش آفرینی در کاراکتری که برای خود
انتخاب کرده بود باز نداشت. او فردای همان انتخابات کار خود را آغاز کرد.
کمیته های متعدد در حوزه های مختلف تشکیل داد و چهره هایی از جریان راست را
به دفترش در خیابان پاستور آورد. این کمیته ها کارگروه هایی را سامان
دادند و در مسایل مختلف با تکیه بر ضعف ها و نقاط چالش برانگیز دولت مستقر
به نگارش متون خود مشغول شدند. هرچند جلیلی تلاش کرد تا فعالیت هایش چندان
رسانه ای نشود اما برخی رسانه های نزدیک به جلیلی گوشه هایی از برنامه ریزی
مفصل او را برای رسیدن به پاستور را هرازگاهی رونمایی می کردند.

چنانچه در یکی از کانال های تلگرامی نزدیک به سعید جلیلی آمده بود :«
خیلی از این حضرات در چهارسال گذشته مشغول خدمت در فلان معاون فلان جا و
فلان سازمان و بنیاد بودند و گاهی به فراخور تلفنی که زنگ خورده یا دعوت به
برنامه‌ای؛ موضع گرفته‌اند. یک نفر بود که در این چهارسال در خط مقدم بود و
مواضعش موسمی و فصلی نبود. در این چندسال جلسات مختلف و مستمر کارشناسی و
تخصصی با کارگروه های مختلف درباره اقتصاد و فرهنگ و محیط زیست داشته، ولی
بدون سر و صدا و قیل وقال. خروجی‌اش هم شد انتقادهای دقیق و تخصصی‌اش در
سخنرانی هایی که مو لای درزشان نرفت.»

دست رد به سینه جمنا
جلیلی که خود را برای انتخابات
اردیبهشت ماه آماده کرده بود به فرستادگان جمنا پاسخ منفی داد و گفت آمده
است که بماند. او تلاش‌های کارگروه های تخصصی اش در 4 سال گذشته را برای
ورود به انتخابات همچون گنجینه ای می دانست که دیگر مصادیق اصولگرا از آن
برخوردار نبودند. تصورش این بود که با ورود به انتخابات و قرار گرفتن در
میدان مبارزات انتخاباتی می تواند حرف هایی زیادی مقابل حسن روحانی برای
دیده شدن داشته باشد . همه چیز اما در لحظه آخر خراب شد؛ تلاش ها از سوی
همان کسانی که جلیلی آن ها را صاحبان قبیله می نامید جواب داد و آقای
دیپلمات مجبور به کناره گیری از انتخابات شد. یک شوک بزرگ هم برای او و هم
برای کسانی که تا لحظه آخر به حساب آمدنش در صحنه انتخابات مشغول به کار
در قرار گاه انتخاباتی اش بودند .

برای کنار گذاشتن جلیلی کارهای مختلفی در چند فاز صورت گرفت. یکی از
مهمترین فازهای عملیاتی برای انصراف سعید جلیلی جدا سازی و تنها سازی او
بود. اقدامات متعددی صورت گرفت تا اعضای کارگروه ها و کمیته های تخصصی
جلیلی ستاد او را ترک کرده و او دیگر پشتش به این افراد گرم نباشد. کار به
آنجا رسید که حتی علی باقری که از نزدیکترین افراد به سعید جلیلی در سال
های اخیر بود دیگر در کنار او دیده نمی شد.

تمام شد؛ او دیگر راهی برای نامزدی نداشت. حالا باید تصمیم می گرفت؛
زاویه نشینی یا تلاش برای تاثیرگذاری بر انتخابات. او راه دوم را انتخاب
کرد .

آنچنان که یکی از نزدیکان به سعید جلیلی همان زمان گفته بود:«این روزها
در قرارگاه گفتمانی-انتخاباتی دکتر سعید جلیلی نه تنها کار تعطیل نشده،
بلکه بیشتر هم شده است. حالا که خودش کاندید نیست، تلاش و دغدغه هایش
چندبرابر است. کارهایی که تا پیش از این اجازه نم یداد برای خودش انجام
دهیم، حالا توصیه می کند برای آقای رئیسی انجام بشود. خودش بالای سرکار
ایستاده و دائم مدیریت می کند. اگر کسی هم رفته، بارش را خود آقاسعید به
دوش می کشد. »

دقیقا در همان زمان یک کانال نزدیک به ابراهیم رییسی هم نوشت:« یکی از
نگرانی های بزرگ انقلابیون نداشتن برنامه ای متقن برای حل مشکلات کشور از
جانب رئیسی بوده که به حمدالله دکتر جلیلی برنامه ۴ ساله خود را تمام و
کمال در اختیار رئیسی قرار داده و از این بابت نیز مشکلی وجود ندارد. »

دلخوشی جدید سعید جلیلی
تلاش ها نتیجه نداد؛ رییسی
انتخابات را باخت. حالا سعید جلیلی که نه خودش به پاستور رسیده بود و نه
کسی که حامی اش شده بود باید برای آینده تصمیم می گرفت. او باز دلخوش به
نتیجه تلاش های 4 سال اش شده است. جلیلی اما این بار نسخه ای تازه برای
ماندنش در عرصه سیاست ورزی پیچیده است؛ می خواهد خیمه دولت سایه را برپا
کند اما جلیلی از طرح دولت سایه چه انتظاراتی دارد و اصلا چرا به فکر اجرای
چنین ایده است؟ 

شاید اولین کارکرد دولت سایه برای جلیلی ایجاد یک حاشیه امن مقابل سران
راستگرایان است. جلیلی می خواهد با ایجاد سازوکارهایی اطمینان بخش، موانعی
بزرگ را ایجاد کند که به تعبیر او «قبیله گرایان» نتوانند در وقت مقرر او
را از میدان به در کنند.

از سوی دیگر او تلاش می کند تا شخصیت افرادی را که برایش کار می کنند در
قالب دولت در سایه از شخصیتی حقیقی به شخصیتی حقوقی تغییر دهد تا افراد
دیگر نتوانند با فشارها و لابی ها در زمانی که قرار است ایفای نقش موثری
صورت گیرد از او جدا شوند.  او اینگونه از امروز خود را مدعی اصلی انتخابات ریاست جمهوری دور بعد کرده است.

سعید جلیلی با دولت در سایه برای خود زمینه و بهانه ورود به حوزه ابراز
نظر در مقابل دولت را پدید می آورد. او به این می اندیشد که در فقدان حزب و
تشکیلات موثر در میان اصولگرایان می تواند اصولگرایان را وابسته به خود
کند از همین رو تلاش می کند سازمان تصمیم گیری در جناح را تغییر دهد. او تلاش می کند لایه هایی مردد جناح راست را که در زمان انتخابات نگاهشان به کادر رهبری جناح است را به سمت خود جذب کند .

  • این موارد می تواند دلایل خوبی برای سعید جلیلی باشد که بدون فوت وقت
    دولت سایه اش را تشکیل دهد . خبرها حکایت از آن دارد که بر تعداد جلسات در
    این مورد افزوده شده و شخصیت های جدیدی هم این روزها به دفتر جلیلی رفت و
    آمد می کنند . سعید جلیلی دغدغه این روزهای راستگرایانی شده است که نمی
    دانند با او چه کنند . دیگر نه انتخاباتی به این نزدیکی در پیش است که او
    را به بهانه وحدت ساکت و ساکن کنند و نه سنگینی بار شکست اردیبهشت ماه به
    آنها این اجازه را می دهد که به این زودی ها برای سامان دادن به بدنه خود
    اقدامی انجام دهند.

خبرهای دیگری هم حاکی از آن است که بحث های بسیاری جدی برای چگونگی
مواجهه با این طرح سعید جلیلی در محافل و گعده‌های خصوصی سران راست گرایان
صورت گرفته است . جلیلی «میراث راستگرایان را نشانه گرفته است». بعید است
که اصولگرایان قبل از اینکه که جلیلی به نتیجه برسد و اختیار جناح از دست
آنها خارج شود کاری نکنند. باید منتظر ماند تا نسخه تصمیم سازان راستگرا
برای مواجهه با آقای دیپلمات را دید.

[ad_2]

لینک منبع

4 نکته درباره تغییرات در سعودی/ آینده روابط تهران -ریاض در سایه ولیعهدی محمد بن سلمان

[ad_1]

ایران و عربستان سعودی هم اکنون وارد رقابت و رویارویی تنش آمیز گسترده ای در سطوح و حوزه های مختلف شده اند که از جمله می توان به حوزه ها و زمین های بازی روابط دوجانبه، قطر، یمن، لبنان، سوریه و عراق فلسطین. البته به تازگی دو طرف در حوزه اوپک و حل بحران سیاسی لبنان به توافقاتی رسیدند که می تواند پیش زمینه همکاری و تعامل در سایر حوزه ها باشد.



1-
انتصاب شاهزاده محمد بن سلمان به عنوان ولیعهد عربستان سعودی طرحی بود که
از روز اول آغاز پادشاهی ملک سلمان (بهمن 93)  آغاز شد و پدر برای انتصاب
پسرش به این سمت تلاش می کرد.

ملک سلمان پسر 31 ساله اش را در
سه گام به سمت ولیعهدی منصوب کرد.

 ابتدا او را به عنوان وزیر دفاع وارد
کابینه کرد. انتصابی که شگفتی همه را به دنبال داشت زیرا او قبل از این سمت
هیچ مسوولیتی در بخش های اجرایی، نیروهای مسلح یا وزارت دفاع نداشت.  محمد
بن سلمان تا قبل از آغاز پادشاهی پدرش، هیچ سمت اجرایی یا مهمی نداشت و
چهره شناخته شده یا رسانه ای نبود. او هر جا پدرش مسوولیت داشت، در سمت
رئیس دفتر بابا فعالیت می کرد.

در حالی که در عربستان سعودی، چهره
های باتجربه نظامی متعددی وجود داشتند ملک سلمان تصمیم گرفت فرزند جوان و
بی تجربه اش را به عنوان وزیر دفاع منصوب کند.

4 نکته درباره تغییرات در سعودی/ آینده روابط تهران -ریاض در سایه ولیعهدی محمد بن سلمان

تنها تجربه محمد بن
سلمان در حوزه وزارت دفاع، به دوره فعالیت پدرش (ملک سلمان) به عنوان وزیر
دفاع برمی گردد که او نیز به عنوان رئیس دفتر وزیر دفاع فعالیت می کرد.

آغاز
عملیات نظامی عربستان سعودی در راس یک ائتلاف نظامی متشکل از شماری از
کشورهای عربی در یمن در دوره وزارت دفاع محمد بن سلمان انجام شد.این عملیات نظامی تاکنون ادامه دارد.

در
گام دوم ملک سلمان فرزندش را به عنوان جانشین ولیعهد منصوب کرد در این
مرحله او در جایگاه رئیس بانفوذ و قدرتمند کشور ظاهر شد. دستگاه های
تبلیغاتی
رسانه ای سعودی برای او تبلیغ کردند و مشروعیت تراشیدند. طرح بزرگ چشم
انداز 2030 سعودی تهیه و او مسوول اجرای آن شد. در جایگاه رهبر سعودی به
کشورهای مهم جهان سفر کرد و با سران کشورهای آمریکا، روسیه، آلمان، فرانسه و
چین دیدار کرد و دست داد و عکس یادگاری گرفت.

او در طول این مدت،
در قامت رهبر یک کشور ظاهر شد.
همه چیز آماده شد تا آخرین گام هم برای انتصاب شاهزاده محمد بن سلمان به
سمت ولیعهدی و جانشینی پادشاه برداشته شود و با کنار گذاشتن محمد بن نایف،
وزیر کشور مقتدر، باتجربه و کاردان سعودی، از سمت ولیعهدی، محمد بن سلمان
به عنوان ولیعهد جدید منصوب شود.

ملک سلمان سپردن جانشینی اش به پسرش محمد را در سه گام اجرا کرد تا شوکی به جامعه و ساختار قدرت در ریاض وارد نشود.

این
انتصاب برای ناظران بی طرف اتفاق شوک آور یا ناگهانی نبود بلکه قابل پیش
بینی بود اما آنچه تعجب آور بود اینکه چرا این اتفاق باید در این برهه
زمانی
ویژه روی دهد یعنی زمانی که عربستان سعودی با همسایه مهم خود قطر درگیری
سخت، طاقت فرسا و بی سابقه ای را دنبال می کند.

 این موضوع باعث می
شود این شک و تردید
به وجود بیاید که ممکن است تغییر ولیعهد در زمان کنونی به دلیل مخالفت محمد
بن نایف ولیعهد باتجربه و قوی سابق صورت گرفته باشد گرچه سن بالای
ملک سلمان ( 81 ساله) هم می توان توجیهی برای عجله او در سپردن مسوولیت
ولیعهدی به
پسرش محمد باشد چرا که ممکن بود با دخالت عزرائیل طرح و برنامه ملک
سلمان به هم می ریخت.

اما درباره انگیزه این تغییر هم دو سوال اصلی مطرح می شود.
اول:
چرا ملک سلمان تصمیم گرفت دو ولیعهد با تجربه و کاردان (برادرش شاهزاده مقرن و برادر زاده اش شاهزاده محمد بن نایف را عزل و راه
را برای ولیعهدی پسرش باز کند؟ پاسخ: چون پادشاهی عربی سعودی یک پادشاهی
است و تعیین نام ولیعهد و جانشین ولیعهد جزء اختیارات شخص پادشاه است و در
این زمینه نمی توان به او خرده گرفت. ملک سلمان دوست دارد ادامه سلسله
پادشاهی در میان پسران او ادامه یابد.

دوم: ملک سلمان چرا از میان
فرزندانش، تصمیم گرفت ولیعهدی را به پسر کم سن و کم تجربه اش یعنی محمد بن
سلمان بسپارد در حالی که فرزندانی با تجربه بالاتر و بزرگتری هم دارد.
جواب:
چون ملک سلمان، محمد را شبیه ترین فرزندان به خود می داند. محمد بن سلمان
نشان داده که هم می تواند برنامه هایی را برای اصلاحات اجتماعی – حقوقی در
عربستان سعودی اجرا کند و هم بخشی از مطالبات نسل جوان و زنان را پیگیری و
اجرا کند و از قاطعیت برای اجرای اصلاحات اقتصادی اجتماعی بزرگ برخوردار است و
به برنامه های پدر درباره خودکفایی و اتکا به خود در حوزه های نظامی و
سیاسی ایمان و اعتقاد دارد.

2- ارتباط با ایران

آینده رابطه سعودی و ایران در دوره ولیعهدی محمد بن سلمان چگونه خواهد شد؟

برخلاف
گذشته هم اکنون عربستان سعودی براساس نظر و خواست هر دو مقام پادشاه و
ولیعهد اداره می شود. در صورتی که محمد بن سلمان به تخت پادشاهی برسد این
کشور برای دهه های متمادی و برخلاف گذشته تنها یک رهبر خواهد داشت و کشور
به همین سبک و سیاق فعلی اداره خواهد شد.

از سوی دیگر از زمان آغاز
به کار ملک سلمان به عنوان پادشاه، عربستان سعودی پارادیم ها و اصول قبلی
در رفتارهای منطقه ای را کنار گذاشته و سعودی جدیدی متولد با رفتارهای جدید
متولد شده است.

عربستان سعودی تلاش می کند از محافظه کاری،
خویشتنداری و وابستگی مطلق به امریکا دور شده و به رفتارهای صریح، واکنشی و
استقلال نسبی از آمریکا در منطقه نزدیک شود.

در این وضعیت پیش بینی
می شود تنش میان ایران و عربستان سعودی ادامه یابد. سیاست های ایران در
حال حاضر در چالش با ریاض است و سعودی ها نیز برای مقابله با ایران وارد
رویارویی همه جانبه شده اند.

ایران و عربستان سعودی به عنوان دو
قدرت اصلی جهان اسلام، هیچ یک نمی تواند دیگری را حذف کند اما اگر این تصور
در یکی از این دو به وجود بیاید در آن صورت ممکن است روز به روز وضعیت
رویارویی میان دو طرف بد و بدتر شود.
 
در کنار تقابل، یک نظر در
ایران این است که بهتر است با به رسمیت شناختن حوزه نفوذ و سهم ریاض در
منطقه، به داد و ستد و تعامل با سعودی ها پرداخت.
 البته همزمان سعودی ها نیز باید بپذیرند که منطقه شاهد تغییرات فراوانی بوده و تسلط کامل و صددرصدی بر آن غیرممکن است.

ایران
و عربستان سعودی هم اکنون وارد رقابت و رویارویی تنش آمیز گسترده ای در
سطوح و حوزه های مختلف شده اند که از جمله می توان به حوزه ها و زمین های
بازی روابط دوجانبه، قطر، یمن، لبنان، سوریه و عراق فلسطین. البته به تازگی
دو طرف در حوزه اوپک و حل بحران سیاسی لبنان به توافقاتی رسیدند که می
تواند پیش زمینه همکاری و تعامل در سایر حوزه ها باشد.

علاوه بر این
دو کشور ایران و عربستان سعودی شناخت صحیح و کاملی از یکدیگر ندارند و
همین عدم آگاهی در کنار وجود انگاره های کلیشه ای از یکدیگر، تعامل میان دو
طرف را سخت و دشوار و شاید غیرممکن کرده است در حالی که همین دو کشور حدود
20 سال پبیش بهترین روابط را داشتند. برای نخستین بار بعد از سال 1357،
ولیعهد وقت سعودی که بعدا پادشاه شد ( ملک عبدالله) برای نشست سران کشورهای
اسلامی در سال 1376 به تهران سفر کرد و در منزل شخصی هاشمی رفسنجانی در
تهران نیز حضور یافت. همچنین رئیس جمهور وقت و سابق ایران نیز به سعودی سفر
کردند و حتی در اقدامی بی سابقه، دریابان شمخانی وزیر دفاع وقت ایران نیز
به ریاض رفت و توافقنامه دفاعی امنیتی میان دو کشور امضا شد.

این
سابقه خوب از روابط میان دو طرف وجود دارد اما هم اکنون ایران و عربستان
سعودی به سمت تنش وبحران در روابط دوجانبه و منطقه ای در حرکت هستند.

3- آینده سعودی

آینده
خوبی برای عربستان سعودی متصور نیست زیرا از یک سو جامعه این کشور در معرض
تغییرات بزرگ اجتماعی – فرهنگی است.   تغییراتی که هیات حاکمه و رهبران دینی
عربستان سعودی را برای انجام تغییرات بزرگ تحت تاثیر و فشار قرار خواهد داد.
فعالان حقوقی و سیاسی، اجتماعی، جوانان و زنان خواهان تغییرات و اصلاحات هستند.

از
سوی دیگر عربستان سعودی اجرای طرح چشم انداز بزرگ 2030 را آغاز کرده است.
مهمترین هدف این طرح، قطع وابستگی عربستان سعودی به درآمدهای نفتی و
جایگزینی آن با ایجاد درآمدهای دیگر و در راس آنها درآمدهای ناشی از فعالیت
بخش خصوصی است. این در حالی است که اگر وابستگی عربستان سعودی به درآمد
نفتی قطع شود و این کشور شاهد وجود درآمد بزرگی از سوی بخش خصوصی باشد در
این صورت ساختار و شیوه حکمرانی خانواده آل سعود دیگر به شیوه فعلی ممکن نخواهد بود.

مجموعه ای از مدیران جوان اما بی تجربه در عربستان
سعودی روی کار آمده اند و می آیند که افکار و ایده های بزرگی را در
سر دارند اما بی تجربه اند. عملکرد این مدیران ریسک بزرگی است که حد وسط
ندارد یا نتیجه عالی خواهد شد یا به شکست منجر خواهد شد.

همچنین اشاره به این نکته مهم است که در تغییرات جدید، شاهزاده محمد بن نایف ولیعهد و وزیر کشور کنار گذاشته شد.
او
قریب به دو دهه در سمت های معاون و وزیر در وزارت کشور فعالیت می کرد و
یکی از ستون های امنیت و مبارزه با گروه های تروریستی و در راس آنها
القاعده بود. کنار گذاشتن او و آمدن جوان بی تجربه به جایش این روند را با
اختلال روبه رو می کند. پیش بینی می شود سعودی در آینده با چالش های بی
سابقه و
شدیدی در حوزه امنیت داخلی روبه رو شود.

4-
رسانه های ایرانی

هر
وقت اتفاق مهمی در حکومت عربستان سعودی روی می دهد رسانه های ایرانی به
تحلیل و
اطلاع رسانی درباره این وضعیت می پردازند برخی تحلیل ها و خبرها بیش از
آنکه اتفاقات را روایت کنند آمال و آرزوهای نویسنده را نشان می دهد.
استفاده از عبارت
کودتا برای انتصاب ولیعهد جدید از همین نمونه است.

[ad_2]

لینک منبع

مصدومیت ابراهیمی، خبر بد برای منصوریان و استقلال/ نوروزی مدت زمان دوری امید را اعلام کرد

[ad_1]

امید ابراهیمی که قراردادش با استقلال را تمدید کرده در هفته های آغازین نمی تواند آبی پوشان ر ا همراهی کند.

شب گذشته امید ابراهیمی قراردادش با استقلال را یک فصل دیگر تمدید کرد تا خیال منصوریان از مرکز میدان راحت شود.

به گزارش نامه نیوز، امروز اخباری درباره مصدومیت ابراهیمی و دوری طولانی مدت وی از میادین منتشر شد که ظاهرا صحت دارد.

طبق پیگیری های خبرنگار نامه نیوز این بازیکن دچار مصدومیت است و طبق استعلام کادر فنی استقلال از دکتر نوروزی، باید تحت عمل جراحی قرار بگیرد.

البته در برخی منابع خبری اعلام شد که این بازیکن ممکن است تا ده هفته دور از میادین باشد اما دکتر نوروزی اعلام کرده که وی نهایتا 5 هفته از مسابقات لیگ را از دست خواهد داد.

جالب اینکه شنیده می شود منصوریان چندان با عمل جراحی این بازیکن در مقطع فعلی موافق نیست و خواستار حضور وی در تمرینات بدنسازی ابتدای فصل شده است!

[ad_2]

لینک منبع

واکنش رفیعی به خبر احتمال بازگشت به پرسپولیس؛ امیدوارم روزی برگردم اما اکنون تصمیمم جدایی است

[ad_1]

ستاره سابق پرسپولیس به خبر بازگشت احتمالی اش به این تیم واکنش نشان داد.

سروش رفیعی چند روز پیش با انتشار خبری در اینستاگرام خود اعلام کرد که تصمیم گرفته در قطر بازی کند و از پرسپولیس جدا شود.

به گزارش نامه نیوز، اخیرا ترکاشوند معاون اقتصادی پرسپولیس اعلام کرد که با رفیعی صحبت کرده و ممکن است این بازیکن به پرسپولیس برگردد و همزمان نیز اخباری مبنی بر عدم قرارداد این بازیکن با الخور قطر منتشر شد.

رفیعی در همین راستا با انتشار پیام صوتی اعلام کرد که تصمیمش در مقطع فعلی جدایی از پرسپولیس است و به این شکل اعلام کرد که برنامه ای برای بازگشت ندارد.

وی اعلام کرد علاقه ای به توضیح دادن نداشته اما به خاطر اینکه با احساسات و فکر و ذهن هواداران بازی شده مجبور شده که توضیحاتی ارائه دهد.

رفیعی تاکید کرد: نمی خواهد با اسم لژیونر شدن یا پرسپولیس بازارگرمی کند و سعی کرده خیلی حرفه‌ای و با احترام قبل از همه آقای برانکو را در جریان جدایی ام قرار دهم. باشگاه را هم در جریان گذاشتم. خیلی صمیمانه این اتفاق رخ داد و بعد از تصمیم نهایی ام در اینستاگرام پست گذاشتم تا از هواداران نیز تشکر کنم. 

ستاره سابق پرسپولیس تاکید کرد که برای پرسپولیس آروزی موفقیت دارد و امیدوار است به زودی دوباره برای این تیم بازی کند.

[ad_2]

لینک منبع

توضیح مسئول نقل و انتقالات استقلال درباره شایعات

[ad_1]

به گزارش نامه نیوز ، پندار توفیقی مسئول نقل و انتقالات استقلال و همینطور دبیر هیات مدیره این باشگاه، توضیحات تازه ای درباره خریدهای جدید و همینطور بازیکنان مورد نظرشان می دهد. او می گوید آنها گوش به زنگ کادر فنی هستند و هر بازیکنی را که منصوریان و دستیارانش بخواهند، تمدید می کند. توفیقی درباره وضعیت منتظری و همینطور شایعات درباره جباری هم توضیحاتی می دهد.

آقای توفیقی ابتدا درباره بازگشت سجاد شهباززاده حرف می زنید.
سجاد بازیکن خوبی است. خیلی از بازیکنان دوست دارند به ایران برگردند.
درباره پژمان منتظری هم شایعه زیاد است. او می آید یا نه؟
ببیند کلا حاشیه که زیاده است. اینقدر حاشیه زیاد می شود که همه از اصل موضوع در می آیند. برای همین من خیلی واضح درباره وضعیت پژمان توضیح می دهم. ما باید ابتدا ببنیم که او تصمیم می گیرد خانواده اش را ساکن تهران کند یا نه. آنها چند سالی است که در قطر زندگی می کنند و به این شرایط عادت کرده اند. اگر پژمان دید که خانواده اش می توانند بیایند، در کمال میل جذبش می کنیم.
کسی از داخل باشگاه استقلال با مجتبی جباری مذاکره کرده است؟
بنده که این کار را انجام نداده ام.
چون می دانیم منصوریان او را نمی خواهد ولی بعضی ها انگار از داخل تیم با او مذاکره کرده اند.
ما نباید یک چیز را فراموش کنیم. مجتبی جباری برای باشگاه استقلال و به طور کلی برای فوتبال ایران زحمت کشیده و افتخار کسب کرده است. مجتبی در همین استقلال به فوتبال ایران معرفی شد ولی حالا اینکه مربی او را بخواهد یا نه بحث جدایی است. اگر سرمربی مایل باشد، او جذب می شود اگرنه که هیچ. منصوریان اگر احساس کرد تیم به جباری نیاز دارد و باید او را جذب کنیم، این وظیفه ماست که سریعا با این بازیکن پای میز مذاکره بنشینم و او را به استقلال بیاوریم.
تا این لحظه چنین درخواستی بوده؟
ببینید کادر فنی دور هم جمع می شوند و درباره خریدها تصمیم می گیرند. هر زمانی نام هر بازیکنی را بگویند ما با او مذاکره می کنیم.
می گفتند نورافکن شاید به ذوب آهن برود ولی او را نگه داشتید.
شما شک نکنید یک باشگاه پیدا می شد که چند میلیارد هم به امید بدهد او دوباره در استقلال می ماند.
امید ابراهیمی چطور؟ او می ماند؟
چرا باید از استقلال برود؟ امید ابراهیمی در تیم می ماند و به کارش ادامه می دهد. ما همیشه با او خوش حساب بوده ایم. به همین خاطر امید هم جایی نمی رود و می ماند.
بحثی درباره ماندن برزای هست؟
ببینید ما گوش به زنگ کادر فنی هستیم. به ما گفتند جابر را تمدید کنید و ما سریعا این کار را کردیم. حالا هر بازیکنی را بگویند، قراردادش را تمدید خواهیم کرد.
رابسون چطور؟ می ماند؟
پیگیر کارش هستیم. نامه نگاری ها صورت گرفته است. پیگیریم تا انشالله قرارداد او را هم تمدید کنیم.

[ad_2]

لینک منبع

بیماری‌ عجیبی که سراغ دخترهای پولدار و مرفه می‌رود

[ad_1]

انورکسیا نوعی اختلال تغذیه‌ای است که به خودآزاری به‌منظور کاهش وزن بیش
از حد اطلاق می‌شود، اختلالی روحی است که سبب می‌شود فرد مبتلا خود را
مجبور به تحمل گرسنگی کند؛ این مشکل معمولا در افراد جوان ‌به خصوص دختران
در زمان آغاز بلوغ شروع می‌شود.

به گزارش نامه نیوز ، افرادی که از این بیماری رنج
می‌برند، دچار کاهش وزن شدید می‌شوند؛ این کاهش وزن معمولا ۱۰ تا ۱۵
کیلوگرم کمتر از وزن طبیعی فرد است. این بیماری بیشتر دختران جوان را
تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و در میان مبتلایان به این بیماری بیشتر دختران جوان
به چشم می‌خورند.

از طرف دیگر، گفته می‌شود که بیشتر این بیماری در
میان افراد ثروتمند و مرفه و خانواده‌هایی که از نظر اقتصادی در طبقات
اجتماعی بالاتری هستند شایع است. علاوه بر این، افرادی که شغل آنها ایجاب
می‌کند تناسب اندام داشته باشند و اضافه وزن نداشته باشند، بیشتر امکان
دارد که به این بیماری مبتلا شوند.

افراد مبتلا به این بیماری به
حمایت اطرافیان نیاز دارند و باید تلاش کنند تا بتوانند یکی از مواد غذایی
را که نسبت به خوردن آن حساسیت کمتری دارند را انتخاب و از همان تغذیه کنند
و به مرور زمان حساسیت‌های غذایی خود را کاهش دهند و بهتر است در شروع این
بیماری تحت‌نظر یک متخصص تغذیه و هم‌چنین یک روانشناس قرار گیرند.

این
افراد نسبت به مصرف بیشتر مواد غذایی امتناع، مقاومت و حتی عصبانیت و
پرخاشگری از خود نشان می‌دهند؛ از جمله علائم این بیماری می‌توان به امتناع
به غذا خوردن، نگرانی، تنش، ضعف، تنگی نفس و به هم ریختن پوست اشاره کرد.
این بیماری در دختران جوان می‌تواند خود را با به هم خوردن هورمون‌ها نیز
نشان دهد.

[ad_2]

لینک منبع

شربتی خوشمزه برای رفع مشکلات کبدی

[ad_1]

دکتر غلامرضا کردافشاری استاد دانشکده طب سنتی، اظهار داشت: با توجه به فصل گرم و حرارت و سوء مزاج‌های کبدی گرم، گرفتگی‌ها و انسدادهایی که در کبد ایجاد می‌شود، برای رفع آن می‌توان شربتی که از زرشک تهیه می‌شود را مصرف کرد، چرا که زرشک علاوه بر اینکه دارای طبع سرد است، مفتح یا باز کننده انسدادها است.

به گفته وی همه مواد غذایی دارای طبع سرد در بدن انقباض ایجاد می‌کند، ولی زرشک باز کننده است.در طب سنتی به طور اختصاصی، زرشک و کاسنی بازکننده‌ هستند و هر دو مایل به سردی‌اند و برای کسانی که حرارت کبدشان بالاست و دارای غلبه گرمی در بدن هستند، و همچنین غلبه حرارت، موجب سوختن اخلاط شده مفید است.

به گزارش نامه نیوز ، این استاد دانشگاه ادامه داد: کبد آشپزخانه بدن است و اگر حرارت زیادی غلبه کند باعث سوختن اخلاط و رسوب آنها و بیماری‌های بسیار زیاد سودایی می‌شود. 125 گرم زرشک بی‌دانه را در یک لیتر آب جوشانده و تا آب آن نصف شود سپس آب «به» ترش و شیرین و آب سیب ترش و شیرین و آب انار ترش و شیرین، از هر کدام 250 گرم اضافه شود و در نهایت می‌توان سرکه انگوری اضافه کرد و با 400 گرم شکر یا قند به قوام آورده شود.در روز 75 گرم از این شربت را یک فرد متوسط می‌تواند مصرف کند.
کردافشاری افزود: این شربت برای کسانی که بی اشتها هستند بسیار مفید است و تقویت کننده قلب، کبد و معده است. البته بچه‌ها یک ششم یا یک پنجم 75 گرم می‌توانند استفاده کنند. 75 گرم برای یک فرد جوان متوسط است که حرارت هم به حد متوسط باشد. باید با غذا و همراه میوه مصرف شود و بین یک تا دو ساعت فاصله داشته باشد.
وی برای رفع نفخ در طب سنتی گفت: تخلیه معده و حرکات معده هر دو ساعت تکرار می‌شود.بنابراین باید غذا آرام مصرف شود تا نفخ صورت نپذیرد، البته کسانی که زخم معده و مشکلات نفخ دارند، غذاهای پر چرب و دیر هضم و گوشت زیاد مصرف نکنند.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: از جمله غذاهای مفید برای مشکلات معده آش جو، سوپ جو، شیر برنج و فرنی است. فرنی رطوبت را به معده بر می‌گرداند، البته فرنی مد نظر است که از آرد جو به اضافه شکر و روغن بادام شیرین تهیه شده باشد.
کردافشاری خاطرنشان کرد:کسانی که مشکلات معده دارند، چای نخورند تا حد امکان چایی پر رنگ، غذاهای تند، قهوه ،سبزی‌های نفاخ پیاز و سیر خام، پرتغال و نارنگی، میوه‌های مرطوب مثل شلیل، هندوانه، نوشابه‌های گاز دار حتی دوغ گاز دار و کاکائو نخورند.

منبع : طب سنتی

[ad_2]

لینک منبع